بیماری پدوفیلی یا میل جنسی به کودکان چیست؟

پدوفیلیکه یک نوع بیماری جنسی است به کودک آزاری نیز معروف است که این افراد به کودکان تمایل جنسی دارند و می توان گفت یکی از خطرناک ترین جرایم در جامعه می باشد.
در علم پزشکی پدوفیلی را یک بیماری روانی شناخته اند که ممکن است به دلیل داشتن کودکی سخت یا مشکلات روانی در افراد به وجود آید.
برای اینکه مراقب کودکان خود باشیم، آموزش یکی از بهترین روش ها برای کاهش کودک آزاری است که در این مقاله به صورت کامل به این موضوع می پردازیم و نکاتی که خانواده ها برای مراقبت از فرزندان خود باید به آن توجه داشته باشند را می گوییم.
یکی از نهاد ها و سازمان هایی که باید به این موضوع ورود کند، قوه قضاییه می باشد که با اعمال مجازات های سنگین، این جرم را کاهش بدهد و آزار جنسی که کودکان ما را تهدید می کند را از بین ببرد.
این اختلال روانی به تمایل جنسی به کودکان، به ویژه کودکانی که زیر ۱۳ سال هستند، اشاره دارد. در سال های گذشته، موضوع کودک آزاری در کشورمان به شدت مورد توجه قرار گرفته است.
پدوفیلی چیست؟
پدوفیلیا یک موضوع بسیار مهم و حساس در جامعه می باشد که به دلیل اختلال روانی که این افراد دارند، به کودکان تمایل جنسی دارند که این اختلال باعث آزار و اذیت کودکان می شود.
این افراد به کودکانی تمایل دارند که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند و بعضی ها با آزار کودکان این علائم را نشان می دهند و بعضی دیگر با خیال پردازی و تعریف آن برای دیگران.
این امر در کشورمان نیز مورد نگرانی قرار گرفته و از عبارات بچه باز یا کودک آزاری استفاده می شود تا به این اختلال جنسی اشاره کرد.
ازر همین رو افزایش آگاهی مردم و خانواده کمک می کند که این جرم کاهش پیدا کند و در صورت افزایش مجازات، دیگر کسی جرات این کار را ندارد.
مشخصات افراد پدوفیلی
براساس آمار جهانی بیشتر افرادی که درگیر این اختلال روانی هستند، مردان می باشند که دنبال جذب دختران و پسران زیر سن قانونی برای تجاوز جنسی هستند.
چگونه از فرزندانمان محافظت کنیم؟
برای مقابله با این پدیده، باید آموزش های جنسیِ متناسب با سن کودکان از همان دوران ابتدایی آغاز شود. کودکان باید یاد بگیرند که مالک بدن خود هستند، چه کسانی اجازه دارند آن ها را لمس کنند و چگونه باید نشانه های یک فرد پدوفیل را بشناسند. جامعه نیز نیازمند آموزش های جدی در این زمینه است.
آسیانتی هشدار می دهد: «هرگز تصور نکنید هرکسی که به کودکان محبت می کند، نیت پاکی دارد. ما باید همیشه هوشیار باشیم. بسیاری از این اتفاقات حتی در مدارس رخ می دهد، با اینکه معلمان مدام با والدین در ارتباط هستند.»
از نظر این متخصص روان شناسی جنایی، هیچ بهانه ای برای مماشات حکومت با جرایمی که آینده کودکان را سرقت می کنند وجود ندارد. مجازات مرتکبان باید سخت، قاطع و بدون سازش باشد. وی در پایان تاکید می کند: «پدوفیل ها پس از تحمل مجازات و زندان، نیازمند مداخلات روان شناختی جدی هستند تا حس گناه و همدلی با قربانیان در آن ها شکل بگیرد و به مرور درمان شوند. گام نهایی نیز کمک به ترمیم روحی خود قربانیان است؛ چرا که زخم های به جا مانده از این شکارچیان، نه تنها کودکی آن ها را نابود می کند، بلکه تا سنین بزرگسالی نیز دست از سرشان برنمی دارد و اگر درمان نشود، ممکن است آن ها را به سمت افسردگی، اضطراب یا حتی تکرار همین چرخه به عنوان آزارگر بعدی سوق دهد.»
انواع مختلف کودک آزاری چیست؟
کودک آزاری می تواند اشکال گوناگونی داشته باشد که مهم ترین آن ها عبارتند از:
آزار جسمی: نمونه های آن شامل ضرب و جرح کودک (مانند کتک زدن، سیلی زدن، مشت زدن، لگد زدن یا هل دادن) یا سوزاندن بدن اوست. در خصوص کودکان خردسال، تکان دادن شدید بدن (سندرم تکان دادن نوزاد) نیز نوعی آزار جسمی حاد به شمار می رود. محروم کردن کودکان از غذا، آب یا استفاده از سرویس بهداشتی نیز در این دسته قرار می گیرد.
آزار عاطفی: این نوع آزار معمولاً کلامی است و مواردی چون توهین، انتقاد مستمر، تقاضاهای نامعقول یا سخت گیرانه، فریاد کشیدن یا تهدید کردن کودک را شامل می شود.
آزار جنسی: مصادیق آن شامل تجاوز، رابطه جنسی با محارم، دست درازی و بدن نمایی است. همچنین استفاده از کودک در تهیه محصولات پورنوگرافی یا نشان دادن این گونه تصاویر و فیلم ها به کودک نیز آزار جنسی محسوب می شود.
آزار پزشکی: این مورد می تواند شامل بیمار کردن عمدی کودک یا خودداری از تامین مراقبت های پزشکی و درمانی برای او در مواقع نیاز باشد.
آزار جنسی چه تاثیری بر کودک می گذارد؟
کودکانی که آزار جنسی را تجربه می کنند، اغلب الگوهای رفتاری خاص یا تغییرات ناگهانی از خود نشان می دهند. برخی از این علائم عبارتند از:
- رفتارهای جنسی نامتناسب با سن؛
- ابتلا به دردهای مزمن شکمی، سردرد یا سایر علائم فیزیکی بدون علت پزشکی؛
- پس رفت رفتاری؛ به این معنا که کودک رفتارهای دوران کوچکتری خود را تکرار می کند (مانند شب ادراری یا مکیدن انگشت شست)؛
- فرار از خانه؛
- خودزنی و سایر رفتارهای خودتخریبی؛
- تغییرات شدید و توجیه ناپذیر در نحوه برخورد و رفتار کودک.
تغییرات دیگری نیز ممکن است رخ دهد که تشخیص آن ها تا حدودی سخت تر است؛ از جمله:
- اضطراب و افسردگی؛
- مشکل در یادگیری یا تمرکز؛
- بروز علائم اختلال استرس پس از سانحه
- تاخیر در رشد عاطفی و روانی؛
- اعتماد به نفس پایین؛
- کابوس های شبانه تکراری؛
- افکار مربوط به خودکشی و یا اقدام به آن.
نشانه های خطر در کودک آزاری چیست؟
علائم کودک آزاری همیشه واضح و آشکار نیستند. یک تغییر ناگهانی در خلق خو یا رفتار کودک بدون داشتن دلیلی مشخص، می تواند یک زنگ خطر جدی باشد.
نشانه های فیزیکی کودک آزاری عبارتند از:
- مشکلات بهداشتی مانند حمام نکردن یا نداشتن لباس های تمیز؛
- جراحت هایی مثل کبودی، کوفتگی، زخم ها یا سایر آسیب های پوستی که بهبود نمی یابند؛
- عدم رسیدگی به نیازهای پزشکی یا دندان پزشکی کودک؛
- احساس درد در بخش های تناسلی یا اطراف آن؛
- ترشحات غیرعادی یا دردهای موضعی؛
- خونریزی واژینال که ناشی از چرخه قاعدگی نباشد.
- نشانه های عاطفی کودک آزاری عبارتند از:
- ترس از یکی یا هر دو والدین و سرپرستان (مانند پرستار بچه، کارکنان مهدکودک، معلمان یا مربیان ورزشی)؛
- ترس از یک فعالیت یا مکان خاص؛
- گریه کردن های مداوم یا گریه در موقعیت های نامربوط؛
- پس رفت عاطفی (بازگشت به رفتارهای دوران بچگی).
چرا برخی افراد دست به کودک آزاری می زنند؟
موقعیت ها و عوامل متعددی وجود دارند که ممکن است فرد را به سمت کودک آزاری سوق دهند:
سابقه آزار در گذشته: افرادی که به کودکان آسیب می زنند، ممکن است خودشان نیز در کودکی قربانی آزار بوده باشند. این سابقه تلخ همچنین می تواند باعث شود که بزرگسالان نشانه های آزار را نادیده بگیرند. البته، داشتن سابقه آزار لزوماً به این معنا نیست که فرد قطعاً دیگران را آزار خواهد داد؛ چرا که بیشتر افرادی که در بچگی آزار دیده اند، هرگز به کودکان آسیب نمی زنند.
دشواری در مراقبت و تربیت فرزندان: گاهی بزرگسالان به این دلیل به کودکان آسیب می زنند که روش های صحیح انضباط و تربیت را بلد نیستند. در مواقع دیگر، آن ها انتظارات غیرواقع بینانه ای از نحوه رفتار و توانایی های کودک خود دارند.
احساس خشم و ناتوانی: برخی از آزارگران هنگام مواجهه با موانع زندگی (مانند مشکلات خانوادگی، مالی، کاری یا عاطفی)، دچار احساسات شدید و فلج کننده خشم می شوند. این ناکامی و عصبانیت ممکن است به رفتارهای آزاردهنده تبدیل شود. در برخی موارد نیز فرد آزارگر کودک را ریشه و منشأ مشکلات خود می بیند و عقده هایش را سر او خالی می کند.
بیماری های روانی درمان نشده: افرادی که به افسردگی، اختلالات مصرف مواد مخدر یا الکل، و یا اختلالات شخصیت مبتلا هستند، ریسک بسیار بالاتری برای ارتکاب کودک آزاری دارند.



