مدیتیشن برای اضطراب

بیاموزید چگونه ذهن‌آگاهی و مدیتیشن می‌توانند حس اضطراب را تعدیل کرده، استرس را کاهش دهند و حملات پانیک را آرام سازند.

اضطراب در واقع روش بدن ما برای بیان این پیام است: «من دارم مقدار زیادی استرس را به صورت یک‌جا تجربه می‌کنم.» این اتفاق برای بهترینِ ما هم رخ می‌دهد. اما زمانی که این احساس «همواره در حالت آماده‌باش بودن» به یک صدای پس‌زمینه دائمی تبدیل شود که از بین نمی‌رود، زمان آن فرا رسیده است که به دنبال کمک باشیم. استفاده از ذهن‌آگاهی (Mindfulness) و مدیتیشن برای اضطراب، حوزه‌ای در حال رشد است که می‌تواند به شما کمک کند تا با ابعاد مختلفی که اضطراب بر زندگیتان می‌گذارد مواجه شوید. این راهنما به عنوان ابزار تشخیص یا مسیر درمان پزشکی طراحی نشده است؛ بلکه مجموعه‌ای از تحقیقات و تمرین‌های کاربردی است که می‌توانید هنگام شروع مسیر بازگرداندن تعادل به زندگی خود، به آن‌ها رجوع کنید.

خلاصه مقاله مدیتیشن برای اضطراب

  • هدف و تمرکز: ذهن‌آگاهی و مدیتیشن می‌توانند اضطراب را تسکین دهند، استرس را کم کنند و به مدیریت حملات پانیک کمک نمایند.
  • درک اضطراب: اضطراب پاسخ بدن به استرس شدید است. ذهن‌آگاهی با ایجاد فضای ذهنی مناسب، واکنش شما را به استرس تغییر می‌دهد.
  • چگونه ذهن‌آگاهی کمک می‌کند؟
    • آگاهی از لحظه حال را افزایش می‌دهد.
    • پذیرشِ بدون قضاوت احساسات اضطراب‌آلود را تقویت می‌کند.
    • میان شما و افکار آزاردهنده فاصله و حائلی ایجاد می‌کند.
  • تحقیقات و برنامه‌ها: شواهد به دست آمده از مطالعات برنامه‌های «کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی» (MBSR) و «شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی» (MBCT) نشان می‌دهد این برنامه‌های ساختاریافته می‌توانند علائم اضطراب را کاهش داده و حتی نرخ بازگشت افسردگی را پایین بیاورند.
  • تکنیک‌های کاربردی:
    • گام‌های آرام‌سازی: توجه خود را گستره‌تر کنید، بر تنفس تمرکز نمائید و سپس به بدن خود بپردازید.
    • تمرین‌های هدایت‌شده: جلسات مدیتیشن هدایت‌شده (از ۵ تا ۳۰ دقیقه) که اختصاصاً برای مواجهه با اضطراب و حملات پانیک طراحی شده‌اند.
    • تمرینات تنفسی: تنفس دیافراگمی (شکمی) به خنثی کردن تنفس‌های سریع و سطحی در هنگام پانیک کمک می‌کند.
  • نکات تکمیلی: استفاده از یادآوری‌های ذهن‌آگاهانه در زندگی روزمره و تمرین «تلاش نکردن» (پذیرش اضطراب به جای جنگیدن با آن) می‌تواند به مرور زمان تاب‌آوری شما را بسازد.
مدیتیشن برای اضطراب

ذهن‌آگاهی چگونه به اضطراب کمک می‌کند؟

ذهن‌آگاهی، توانایی بنیادی انسان برای حضور کامل در لحظه است؛ اینکه بدانیم کجا هستیم، چه کاری انجام می‌دهیم و بیش از حد نسبت به اتفاقات پیرامونمان واکنش نشان ندهیم یا تحت فشار قرار نگیریم.

جان کابات-زین (Jon Kabat-Zinn)، از برجسته‌ترین متخصصان این حوزه، ذهن‌آگاهی را این‌گونه توصیف می‌کند:

«آگاهیِ حاصل از توجه کردنِ آگاهانه، در لحظه حال و بدون قضاوت، که در خدمت خودشناسی و دستیابی به خرد است.»

وقتی از لحظه حال آگاه می‌شوید، به منابعی دسترسی پیدا می‌کنید که شاید هرگز متوجه وجودشان در درون خود نشده بودید؛ سکونی در درونتان، و آگاهی مداوم از آنچه در زندگی به آن نیاز دارید یا ندارید. شاید نتوانید موقعیت بیرونی خود را تغییر دهید، اما تمرین ذهن‌آگاهی این فضا را به شما می‌دهد که واکنش خود را به آن موقعیت تغییر دهید.

برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) که توسط کابات-زین پایه‌گذاری شد، معتبرترین معیار علمی مبتنی بر تحقیقات در این زمینه است. این برنامه ۸ هفته‌ای که بیش از ۴۰ سال پیش توسعه یافته، شامل آموزش‌ها، تمرین‌های ذهن‌آگاهی و تمرینات تحرکی است که به افراد کمک می‌کند با استرس‌های روزمره مواجه شوند. MBSR به شما اجازه می‌دهد تا با آگاهیِ مهربانانه، احساسات استرس‌زا یا مضطرب در بدن و ذهن خود را به رسمیت بشناسید و ساده بگذارید وجود داشته باشند.

یک مطالعه در سال ۱۹۹۲ در American Journal of Psychiatry نشان داد که MBSR می‌تواند علائم اضطراب و پانیک را حتی در مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال پانیک و آگورافوبیا (ترس از فضای باز) به طور موثری کاهش دهد.

طبق تحقیقات دیگر، وقتی بتوانید میان خود و آنچه تجربه می‌کنید فاصله ایجاد کنید، اضطراب شما نرم‌تر و خفیف‌تر می‌شود. اما اگر به وجود دائمی استرسِ کم‌دامنه عادت کنید، این استرس می‌تواند به مرور رشد کرده و به یک «عادت استرسی» مضر برای سلامت شما تبدیل شود. در نتیجه، وقتی در الگوهای واکنشی به دام می‌افتیم، ناراحتی بیشتری در زندگی خود ایجاد می‌کنیم. به همین دلیل بسیار مهم است که تفاوت بین «واکنش نشان دادنِ ناآگاهانه» و «پاسخ دادنِ ذهن‌آگاهانه» را به روشنی درک کنیم.

ذهن‌آگاهی موثر است، اما نه برای همه

مدیتیشن به بهبود سلامت روان کمک می‌کند، اما لزوماً از سایر روش‌های موجود موثرتر نیست. تحقیقات اولیه نشان می‌داد که مدیتیشن ذهن‌آگاهی تأثیر شگرفی بر سلامت روان دارد، اما با افزایش تعداد مطالعات، تردیدهای علمی درباره آن ادعاهای اولیه نیز بیشتر شد.

برای نمونه، یک مرور سیستماتیک (Meta-analysis) در سال ۲۰۱۴ که در مجله JAMA Internal Medicine منتشر شد، ۴۷ آزمون بالینی تصادفی‌سازی شده با مجموع ۳,۵۱۵ شرکت‌کننده را بررسی کرد. نتایج نشان داد که برنامه‌های مدیتیشن تنها منجر به کاهش کوچک تا متوسط در میزان اضطراب و افسردگی می‌شوند.

اثرگذاری مدیتیشن بر اضطراب و افسردگی

دکتر باب استال (Bob Stahl)، مدرس MBSR و نویسنده چندین کتاب در این زمینه می‌گوید:

«در جوهر خود، تمرین ذهن‌آگاهی فرآیند یادگیریِ اعتماد کردن و ماندن با احساسات ناخوشایند است، به جای آنکه سعی کنیم از آن‌ها فرار کنیم یا به تحلیلشان بپردازیم. این رویکرد اغلب به یک تغییر فوق‌العاده منجر می‌شود؛ احساسات شما بارها و بارها هر آنچه را که باید درباره آن‌ها و سلامت خود بدانید، به شما نشان خواهند داد.»

ذهن‌آگاهی چگونه احساسات مضطربانه را آرام می‌کند؟

  1. ماندن در کنار احساسات سخت: ذهن‌آگاهی به شما می‌آموزد بدون تحلیل، سرکوب یا تغذیه افکار سخت، در کنار آن‌ها بمانید. وقتی به خود اجازه می‌دهید نگرانی‌ها، خشم‌ها، خاطرات دردناک و دیگر احساسات دشوار را احساس و تایید کنید، این کار اغلب به فروکش کردن آن‌ها کمک می‌کند.
  2. کاوش ایمن ریشه‌های استرس: ذهن‌آگاهی به شما اجازه می‌دهد علت‌های زیربنایی استرس خود را ایمن کاوش کنید. به جای صرف انرژی برای جنگیدن یا فرار از احساسات، فرصتی برای درک ریشه نگرانی‌های خود پیدا می‌کنید.
  3. ایجاد فضای ذهنی: ذهن‌آگاهی حول نگرانی‌های شما فضایی باز ایجاد می‌کند تا شما را در خود بلع نکنند. وقتی علل زمینه‌ای ترس خود را درک کنید، حس آزادی و وسعت دید به طور طبیعی پدیدار می‌شود.

آرام کردن اضطراب در سه گام

  1. گام اول: توجه خود را به لحظه حال باز کنید. دعوت بر این است که توجه خود را به شیوه‌ای گسترده‌تر به تجربه فعلی معطوف کنید؛ بدون انتخاب، گزینش یا ارزیابی، بلکه صرفاً به عنوان ظرفی برای نگهداری افکار، احساسات یا حس‌های بدنیِ موجود.
  2. گام دوم: بر تنفس تمرکز کنید. آن دید عریض را رها کرده و تمرکز خود را دقیق‌تر و متمرکزتر بر تنفس در یک نقطه از بدن (شکم، قفسه سینه یا بینی) معطوف کنید.
  3. گام سوم: توجه را به کل بدن برگردانید. از حس‌های کل بدن به عنوان یک مجموعه آگاه شوید؛ نشستن با کل بدن و کل تنفس. دوباره به یک ظرف آگاهیِ وسیع‌تر بازمی‌گردیم.
علمِ مدیتیشن برای اضطراب

علمِ مدیتیشن برای اضطراب

در سال ۱۹۹۲، زیندل سیگال، جان تیزدیل و مارک ویلیامز برنامه‌ای ۸ هفته‌ای بر اساس MBSR طراحی کردند. جان کابات-زین ابتدا تردیدهایی داشت مبنی بر اینکه شاید این برنامه بر اهمیت رابطه عمیق مربی با تمرین ذهن‌آگاهی تاکید کافی نداشته باشد، اما پس از آشنایی بیشتر، به حامی اصلی آن تبدیل شد. در سال ۲۰۰۲، آن‌ها کتاب «شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی برای افسردگی» (MBCT) را منتشر کردند که اکنون یک اثر مرجع است.

اعتبار MBCT بر تحقیقات مداوم استوار است. آزمایش‌های بالینی نشان داده‌اند که MBCT نرخ بازگشت افسردگی را در بیماران مبتلا به افسردگی عودکننده تا ۵۰٪ کاهش می‌دهد. تحقیقات منتشر شده در مجله The Lancet (سال ۲۰۱۵) نشان داد که ترکیب کاهش تدریجی دارو با MBCT، به اندازه مصرف مداوم داروها موثر است. بررسی‌های بیشتر نشان می‌دهد MBCT مداخله‌ای موثر برای اختلالات خلق و اضطراب است.

مقایسه MBSR و MBCT: کدام را انتخاب کنیم؟

مقایسه MBSR و MBCT: کدام را انتخاب کنیم؟

آگاهیِ ذهن‌آگاهانه، پایه و اساس هر دو برنامه است. در هر دو دوره ۸ هفته‌ای، شرکت‌کنندگان تمریناتی را برای توجه به تجربیات، افکار، عواطف و حس‌های بدنی مرور می‌کنند.

ویژگیکاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR)شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBCT)
مخاطب اصلیهمه افراد (به ویژه افراد درگیر استرس مزمن)افراد دارای سابقه افسردگی یا اضطراب شدید
هدف تمرکزاسترس روزمره و استرس ناشی از بیماری‌های مزمنجلوگیری از بازگشت افسردگی و مدیریت افکار منفی
رویکردتغییر رابطه با رنج از طریق مواجهه و بازگشت به دردشناسایی الگوهای فکری و عاطفی معیوب
تاکید اصلیحضور در لحظه حال با هر آنچه هستداشتن حق انتخاب در پاسخ به حالت‌های منفی ذهن
کاربرد پیشنهادیمدیریت عمومی استرس و سلامت رواندرمان تکمیلی برای افسردگی و علائم اضطراب

MBCT چگونه به اضطراب کمک می‌کند؟

برنامه MBCT یک رویکرد مهارت‌محور است که از فرد می‌خواهد فرآیندهای فکریِ آسیب‌زا (خطاهای شناختی یا خودگویی‌های منفی) را بررسی کرده و تغییر دهد. MBCT به دنبال تغییر یا اصلاح محتوای افکار چالش‌برانگیز نیست، بلکه به دنبال ایجاد آگاهی عمیق‌تر و مداوم از این الگوهاست. خودِ این آگاهی، از شدت و قدرت چرخه‌های فکری مخرب می‌کاهد.

آیا ذهن‌آگاهی واقعاً می‌تواند اضطراب را کاهش دهد؟

مطالعه‌ای در دانشگاه واترلو نشان داد که تنها ۱۰ دقیقه ذهن‌آگاهی به کاهش الگوهای فکری نشخوارکننده (افکار تکراری) کمک می‌کند.

در این پژوهش، ۸۲ فرد مبتلا به اضطراب هنگام انجام یک کار رایانه‌ای دچار وقفه و حواس‌پرتی شدند. سپس به دو گروه تقسیم شدند: یک گروه ۱۰ دقیقه به مدیتیشن هدایت‌شده گوش دادند و گروه دیگر ۱۰ دقیقه به یک کتاب صوتی. افرادی که مدیتیشن کرده بودند، در حفظ تمرکز و انجام درست کار عملکرد بسیار بهتری داشتند.

منگران شو (Mengran Xu)، سرپرست این پژوهش می‌گوید:

«مدیتیشن ذهن‌آگاهی باعث شد توجه افراد از افکار داخلی به محیط بیرونی تغییر کند. این تمرین به آن‌ها کمک کرد روی آنچه در لحظه در حال رخ دادن است تمرکز کنند و در دام نگرانی‌های درون ذهن خود نیفتند.»

تمرینات و مدیتیشن‌های هدایت‌شده برای اضطراب

تمرینات و مدیتیشن‌های هدایت‌شده برای اضطراب

۱. یک مدیتیشن ساده برای اضطراب (زیندل سیگال)

پذیرش احساسات سخت معمولاً برای افراد دشوار است. آن‌ها می‌پرسند: «چگونه درد را بپذیرم؟ من می‌خواهم احساسات سخت کمتری داشته باشم، نه بیشتر!»

پاسخ در سه اصل ساده نهفته است:

  1. پذیرش به معنای منفعل بودن نیست: پذیرش در MBCT یعنی اجازه دهیم تجربه وجود داشته باشد و آن را ثبت کنیم، پیش از آنکه دست به انتخاب یا واکنش بزنیم. اجازه دادن به معنای تسلیم شدن یا درماندگی نیست.
  2. انکار حالت‌های منفی خطرناک است: نپذیرفتن افکار و احساسات منفی، اولین حلقه از زنجیره‌ای است که به الگوهای خودانتقادی (“من باید قوی‌تر باشم”) ختم می‌شود. تغییر حالت از «نخواستن» به «پذیرش»، این زنجیره عادت‌های مخرب را قطع می‌کند.
  3. پذیرش یک راهکار عملی است: پذیرش باید از طریق بدن و تمرین مداوم احساس شود؛ مثلاً متوجه شویم اضطراب چگونه خود را به شکل گرفتگی در قفسه سینه یا غم را به صورت سنگینی روی شانه‌ها نشان می‌دهد.

۲. مدیتیشن ۳۰ دقیقه‌ای برای استرس و اضطراب (باب استال)

این تمرین شامل آگاهی از تنفس، اسکن بدن (Body Scan) و آگاهی از افکار است. می‌توانید آن را به صورت نشسته، ایستاده یا درازکش انجام دهید.

  • آغاز تمرین: از خود برای اختصاص این زمان تشکر کنید.
  • بررسی اولیه (Check-in): بدن و ذهن خود را بررسی کنید. هرگونه گرفتگی، احساس یا خلق‌وخو را بدون قضاوت به رسمیت بشناسید.
  • تمرکز بر تنفس: توجه خود را بر بالا و پایین رفتن شکم هنگام دم و بازدم متمرکز کنید.
  • اسکن بدن: توجه را در سراسر بدن بگردانید. اگر مناطقی دچار انقباض هستند، سعی کنید آن‌ها را نرم و رها کنید. اگر رها نشدند، بگذارید همان‌طور که هستند باقی بمانند.
  • مواجهه مهربانانه با افکار اضطرابی: اگر افکار ترساننده ادامه یافتند، با مهربانی به آن‌ها نگاه کنید. مانند زدن پا به آب برای سنجش دمای آن، به آرامی وارد احساس ترس شوید. نیازی به تحلیل نیست؛ فقط احساس اضطراب را حس کرده و بگذارید بگذرد.
  • تماشای افکار: افکار خود را مانند ابرهای در حال گذر در آسمان یا اشیای شناور روی رودخانه تماشا کنید. افکار، رویدادهای ذهنیِ گذرا هستند.
  • پایان تمرین: دوباره به تنفس بازگردید و آرامش و بهبودی را برای خود و تمام کسانی که با ترس و اضطراب دست‌پنجه نرم می‌کنند، آرزو کنید.

۳. مدیتیشن ۲۰ دقیقه‌ای برای مواجهه با عواطف مضطربانه (باب استال)

  • با یک بررسی سریع بدنی و ذهنی شروع کنید.
  • تمرکز را به نقطه مشخصی از تنفس (بینی، قفسه سینه یا شکم) منتقل کنید.
  • یادآوری یک تجربه: یک تجربه اضطراب‌آور اخیر (با شدت متوسط، مثلاً ۵ یا ۶ از ۱۰) را بازسازی کنید.
  • حس کردن احساسات بدنی: احساسات فیزیکی مربوط به آن اضطراب را در بدن حس کنید. بگذارید این احساسات مانند امواج روی آب مسیر خود را طی کنند و محو شوند.
  • شناسایی عواطف: به احساساتی مانند خشم، ترس یا گیجی اجازه حضور دهید. نیازی به تحلیل آن‌ها نیست.
  • ایجاد شفقت: توجه به اضطراب ممکن است موقتاً آن را تشدید کند که طبیعی است. با گشودگی و ایجاد فضا، شدت آن کاهش می‌یابد. در انتهای تمرین، قلب خود را با شفقت به خویشتن باز کنید.

۴. مدیتیشن ۱۷ دقیقه‌ای برای ایجاد فاصله با اضطراب (جسیکا موری)

این تمرین بر تکنیک A.W.E (And What Else? / و دیگه چی؟) متمرکز است:

  1. استقرار اولیه: روی صندلی بنشینید، سنگینی بدن و جاذبه زمین را حس کنید. چند دم و بازدم عمیق (با بازدم‌های طولانی‌تر) انجام دهید.
  2. گستره آگاهی (تکنیک حواس پنج‌گانه):
    • بینایی: چشم‌ها را باز کنید و ۳ چیز بی‌طرف یا خوشایند را در اتاق ببینید و توصیف کنید.
    • شنوایی: به ۳ صدای مختلف در محیط گوش دهید.
    • چشایی و بویایی: طعم یا بوی موجود در محیط را حس کنید.
    • لامسه: تماس بدن با صندلی، لباس یا دمای هوا را حس کنید.
  3. بازگشت به حس اضطراب: اگر آمادگی دارید، به حس اضطراب در بدن توجه کنید (مثلاً در شکم). چه انرژی و حرکتی دارد؟
  4. پرسش کلیدی: از خود و از آن احساس بپرسید: «به چه چیزی نیاز داری؟ چه چیزی را می‌خواهی به من بگویی؟» به پاسخ‌ها، تصاویر یا کلماتی که بالا می‌آیند توجه کنید و در انتهای تمرین متعهد شوید که به آن نیاز پاسخ دهید.

۵. مدیتیشن ۲۰ دقیقه‌ای برای ایجاد آرامش و مهربانی (هیو برن)

  • در وضعیتی راحت بنشینید. دم و بازدم عمیق انجام دهید.
  • با هر دم، کلمه «آرامش» را در ذهن تکرار کنید: «دم می‌کشم، بدن آرام می‌شود؛ بازدم انجام می‌دهم، ذهن آرام می‌شود.»
  • لبخند بزنید: لبخندی ملایم به گوشه چشم‌ها و لب‌های خود بیاورید. لبخند زدن سیگنالی به مغز و سیستم عصبی می‌فرستد که شما در امنیت هستید و نیازی به هوشیاری بیش از حد نیست.
  • موقعیت استرس‌زا را به ذهن بیاورید اما سناریوهای منفی را دنبال نکنید. فقط احساسات بدنی آن را با مهربانی، پذیرش و گفتن «بله» به آنچه هست، مشاهده کنید.
مدیتیشن ۲۰ دقیقه‌ای برای ایجاد آرامش

مواجهه با موقعیت اضطراب‌آور

در حالی که بدن شما آرام اما هوشیار است، می‌توانید موقعیتی را در ذهن خود بیاورید که برایتان منبع اضطراب یا استرس بوده است. این موقعیت می‌تواند مربوط به کار، خانواده، سلامت، مسائل مالی یا ترکیبی از چند عامل باشد.

اجازه دهید تمام احساسات، حس‌های بدنی، عواطف و برداشت کلی از این موقعیت را در بدن و ذهن خود مشاهده کنید. اما تصمیم بگیرید که وارد سناریوهای ذهنی نشوید؛ یعنی داستان‌هایی که ذهن درباره آینده می‌سازد، مانند:

«اگر این اتفاق بیفتد چه می‌شود؟»
«اگر همه چیز خراب شود چه؟»

فقط افکار خود را مشاهده کنید و اجازه دهید بیایند و بروند. با مهربانی و پذیرش، نسبت به هر حس بدنی که وجود دارد، باز بمانید.

ممکن است احساس کنید:

  • انقباض
  • گرما
  • فشار یا گرفتگی
  • مورمور شدن
  • ضربان یا تپش

هر چیزی که اکنون وجود دارد، به آن پاسخ «بله» بدهید.

به این احساسات اجازه دهید حضور داشته باشند و سپس مسیر طبیعی آمدن و رفتن خود را طی کنند. با آگاهی مهربانانه به هر احساسی که وجود دارد توجه کنید و اجازه دهید آن را کاملاً تجربه کنید. ممکن است این احساسات شامل موارد زیر باشند:

  • ترس
  • نگرانی
  • اضطراب
  • غم

اجازه دهید این احساسات هر اندازه که می‌خواهند بزرگ باشند. به تمام آنچه احساس می‌کنید بگویید:

«بله، من این احساس را می‌بینم و اجازه می‌دهم وجود داشته باشد.»

بگذارید آگاهی و توجه مهربانانه شما مانند ظرفی باشد که هر چیزی را که در بدن، قلب و ذهن شما پدیدار می‌شود، در خود نگه می‌دارد. با کنجکاوی به جریان تغییرپذیر تجربه توجه کنید؛ اینکه هر احساسی مدتی حضور دارد و سپس در زمان خودش عبور می‌کند.

با همه چیز با مهربانی، پذیرش و علاقه‌مندی روبه‌رو شوید.

مواجهه با افکار اضطرابی

مواجهه با افکار اضطرابی

اگر افکاری مانند این‌ها ظاهر شدند:

«این احساس هیچ‌وقت تمام نمی‌شود.» یا: «من هرگز نمی‌توانم از پس همه کارهایی که باید انجام دهم برآیم.»

با این افکار با مهربانی و مراقبت برخورد کنید. لازم نیست خود را با آن‌ها یکی بدانید یا آن‌ها را حقیقت مطلق فرض کنید. فقط اجازه دهید افکار بیایند و بروند. به تجربه خود با همین شیوه باز بمانید؛ با مهربانی و توجه. اگر این کار دشوار است، فقط تشخیص دهید:

«این لحظه سخت است.»

اگر برایتان مفید است، می‌توانید دست خود را روی قلبتان قرار دهید و برای خود آرزوی خیر کنید. در ذهن خود تکرار کنید:

«باشد که خوشحال باشم.
باشد که با آرامش زندگی کنم.»

یک دم عمیق بگیرید و در بازدم رها کنید. تجربه خود را با مهربانی و مراقبت در آغوش بگیرید.

توجه به احساسات پنهان‌تر

به هر احساسی که ممکن است در زیر احساسات فعلی وجود داشته باشد توجه کنید. شاید در زیر غم، اندوه یا نگرانی، ترسی وجود داشته باشد؛ ترس از اینکه این احساسات ادامه پیدا کنند.

ببینید آیا می‌توانید به آن احساس نیز پاسخ «بله» بدهید.

با احساسات خود با مهربانی و مراقبت روبه‌رو شوید و مشاهده کنید که آن‌ها نیز، اگر اجازه دهید حضور داشته باشند، تغییر می‌کنند و دگرگون می‌شوند.

مواجهه با میل به رفتارهای آسیب‌زا

گاهی یک احساس یا حس بدنی می‌تواند میل شدیدی ایجاد کند؛ مثلاً میل به:

  • خوردن غذایی ناسالم
  • نوشیدن الکل
  • مصرف ماده‌ای برای فرار از احساس

اگر چنین میلی ایجاد شد، ببینید آیا می‌توانید فقط با انرژی آن بمانید. درک کنید که این احساس نیز مانند هر تجربه دیگری:

می‌آید، مدتی می‌ماند و سپس عبور می‌کند.

اگر کمک می‌کند، آن را مانند موجی تصور کنید که به سمت ساحل می‌آید. ممکن است انرژی آن بسیار شدید باشد و موج به اوج برسد؛ اما اگر با آگاهی و مهربانی کنار آن بمانید، به تدریج فروکش می‌کند و آرامش دوباره ظاهر می‌شود.

به افکار و داستان‌هایی که ذهن تولید می‌کند توجه کنید. ممکن است ذهن بگوید:

«این بیش از حد سخت است.» یا: «باید کاری کنم تا این درد یا احساس دشوار را از بین ببرم.»

اما خود را دعوت کنید که به جای فرار، با تجربه مستقیم احساس بمانید.

وقتی احساسات بیش از حد شدید می‌شوند

اگر درد، ناراحتی یا احساس دشوار بیش از اندازه شدید شد، ببینید آیا می‌توانید توجه خود را برای مدتی به بخش دیگری از تجربه منتقل کنید.

مثلاً:

  • دستانتان
  • پاهایتان
  • تماس بدن با صندلی
  • چیزی در زندگی که بابت آن احساس شادی یا قدردانی دارید

اجازه دهید آگاهی شما مدتی روی تجربه‌ای خنثی یا خوشایند قرار گیرد. وقتی آماده شدید، دوباره توجه خود را به احساسات بدنی بازگردانید و با هر موجی که پدیدار می‌شود، همراه شوید.

پایان تمرین

تا جای ممکن به تجربه مستقیم خود نزدیک بمانید. با مهربانی، افکار و داستان‌هایی را که اطراف درد، استرس یا احساسات دشوار شکل می‌گیرند مشاهده کنید.

انتخاب کنید که با افکار یکی نشوید؛ فقط آن‌ها را به عنوان «فکر» بشناسید. اجازه دهید آن‌ها نیز با زمان طبیعی خود بیایند و بروند. چند دقیقه در سکوت بنشینید و به جریان تغییرپذیر تجربه باز باشید. متوجه شوید که ذهن‌آگاهی چگونه به ما کمک می‌کند:

  • به افکار دردناک بازتر باشیم،
  • از درگیر شدن با نگرانی‌ها فاصله بگیریم،
  • از چرخه‌های اضطراب و استرس جدا شویم،
  • و الگوهای رفتاری ناشی از این احساسات را بهتر بشناسیم

سعید کرامت

علاقمند به حوزه استارتاپ

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا